
سلام به خودم و نوشته های قدیمی ام.سلام به همه ی روزها و شبهای که گذشتند و من ننوشتم
سلام به تمنا ها و جملاتی که اومدند و رفتند و من خالی بودم و توان نوشتن نداشتم
سلام به همه ی شبهای گسسته و از هم گریخته
سلام به همه روزهایی که دویدند و ملال و اندیشه ی کهنه بر رخم کشیدند
سلام و سسلام به خودم ...به خودِ خودم
برچسب:
نویسنده: مهتاب کاشفی
الان که اومدم بنویسم قصد استراحت و خواب شبونه داشتم ولی گفتم حدقل چیزاییی که تو ذهنم دارم رو تخلیه کنم،هرچند میدونم بازدید کننده کم هست وشاید اصلا این حرفا و نوشتار برای بازدید کننده نباشه و فقط تخلیه ی ذهنی باشه و برای برگشت خودم به خودم باشم که از هرچی تشویشی که پیش اومده بود و هزینه های گزافی که انجام دادم،کنار بگذارم و به خودم برسم...بعضی چیزها فقط پول خرج کردن و رفاه نیت ،در واقع باید خودت از خودت راضی باشی..شاید از نظر دیگران رسیدن به پول و سرمایه ی شخصی و مستقل شدن یه لایف استایل امروزی ب
برچسب:
نویسنده: مهتاب کاشفی
پادکست پانزدهم هم تمام شد ...در تمام طول روز کارهای نیمه تمام رو تمام کردم .در واقع کارهای هفته با ترتیب پیش رفتند ...کمی جابجایی زمان پیش اومد ولی همگی انجام شدند و آماده شدم برای هفته ی جدید و زیبا ...نسیمی خنک و کوتاه از پنجره به صورتم ودستام میخوره و تموم میشه...ولی دیری نمیگذره که دوباره پیداش میشه...خنک،زیبا،ملایم و نوازشی از آذرماه این بچه ی آخر ته تغاری پاییز
باورم راحت تر جابجا شده و میشه .دنبال بهانه های سنگین برای انجام ندادن نوشتن نیستم،هرچند الان دیگه دیر وقت شده ولی از ننوشتن کمی
برچسب:
نویسنده: مهتاب کاشفی
چقدر روزها تند و بی هوا میگذره بدون اینکه نگاهی به دور و برت بندازی میبینی که ای بابا چند روز از اذرماه گذشته و یهو دیددی به نیما دسیدی
خیلی فکرا تو سرم دارم...از مسافرت و دور دور کردن تا دیدن طبیعت و زیبای اینجا در این فصل و در این عاشقانه ی بی تکرار تا دیدن خودم در آیه ای که خودم باشم و نه دیگری....این روز ها اینقدر تند میگذره گهداصلا فرصتی برام نذاشته،درگیر روزمرگی و دستپخت خودم رو بهتر کردن که شاید روز ی به کار آومد وتونستم یه سرآشپز قوی باشم و هم اینکه پیجم رو رشد بدم...رشد دادن پیجم که خی
برچسب:
نویسنده: مهتاب کاشفی

تابلوی نیمه تمام تا حدودی رو به اتمام رفت و چند رنگ دیگر بیشتر باقی نمانده که تمام شود
حدود ۲۱ پادکست رو گوش کردم
پیام و ایمیل ها بررسی شد
ایمیل های نوشتاری پذیرفته شد
نوبت دکتر چک شد
دفتر نوشتاری انجام شد و ایده ها نوشته شد
فکر کنم برای این دو هفته خیلی خوب پیش رفتم و تونستم کمی از کارهای نیمه تموم رو تموم کنم و اگر همینطور میکروبی پیش بره خوبه کم کم تمام خواهد شد و منم بسی ذوق خواهم کرد
برچسب:
نویسنده: مهتاب کاشفی
تمام وقت درگیر بودم که بعد از ظهر تونستم طرفای ساعت ۴ بود که بخاری روشن کردم و کنارش همونجا روی زمین نشستم و کنار بخاری دراز کشیدم و سرمو تو گوشی کردم ...میخواستم پادکست گوش بگیرم ولی حسش نبود خواستم دو تا ایمیلی که درخواست شده بود رو جواب بدم ولی خب بازم نتونستم.نمیدونم چرا ایقد خسته م شده بود البته حق داشتم از ۶صبح تا ۴یه بند بدو بدو بود ...الان نشستم که روی تخت که چای بخورم و کمی دراز بکشم اما نمیدونم چرا کتابمو فراموش کردم که بخوام بیارم کنارم
برم پادکست گوش کنم که این همه چای و بیکاری منا
برچسب:
نویسنده: مهتاب کاشفی
امروز با وجود عادی بودنش از کارهای روزمره ولی یک کار به بقیه کارها اضاف شد و خو انجامش دادم اگر دیسپلین اینکار به درستی انجام بشه و هر روز بتونم این کار رو تیک بزنم قطعا عالی خواهد بود ...امروز حدود ۱۵ دقیقه ورزش کردم ...ورزش هوازی که همیشه دوست دارم و موزیک اینکار رو انجام دادم که برام گذر زمان و انجام فعالیت سخت نباشه ...ولی خیلی حس خوبی بود و تونستم انجام بدم...برنامه نویسی رو هنوز شروع نکردم ولی کارهای این هفته تقریبا به خوبی پیش رفت و مونده کارهای هفته ی بعد
انشااله که به درستی و سلامتی ت
برچسب:
نویسنده: مهتاب کاشفی
از بین همه کتابهای امانت گرفته شده که حدودا هشت تا میشد سه چهار تاش تموم شده ،فقط دوتاش مونده....تصویر ذهنی خودم این بود قبلا که کتاب چاپ کنم ولی اوایلش که مشورت های فراونی گرفتم تا تونستم بفهمم داستان چیه و با روزمرگی نویسی و وایه گویی خیلی فرق داره،پس گشتم و گشتم و نشوتم تا تونستم از پس نوشتن خودم بر بیام و تونستم جمله بندی و نوشتن رو یاد بگیرم....باز هم تکمیل نبودم که بتونم کتاب چاپ کنم ولی تمرکزم رو گذاشتم روی نوشتن و خوب جواب داد و جمله بندی های خاص و چاپ شدن داستانم در یک مجله باعث شد به خ
برچسب:
نویسنده: مهتاب کاشفی
برچسب:
نویسنده: مهتاب کاشفی
برچسب:
نویسنده: مهتاب کاشفی
برچسب:
نویسنده: مهتاب کاشفی
برچسب:
نویسنده: مهتاب کاشفی
برچسب:
نویسنده: مهتاب کاشفی
برچسب:
نویسنده: مهتاب کاشفی