خرید بک لینک

پادکست پانزدهم هم تمام شد ...در تمام طول روز کارهای نیمه تمام رو تمام کردم .در واقع کارهای هفته با ترتیب پیش رفتند ...کمی جابجایی زمان پیش اومد ولی همگی انجام شدند و آماده شدم برای هفته ی جدید و زیبا ...

نسیمی خنک و کوتاه از پنجره به صورتم ودستام میخوره و تموم میشه...ولی دیری نمیگذره که دوباره پیداش میشه...خنک،زیبا،ملایم و نوازشی از آذرماه این بچه ی آخر ته تغاری پاییز

هموار

باورم راحت تر جابجا شده و میشه ‌.دنبال بهانه های سنگین برای انجام ندادن نوشتن نیستم،هرچند الان دیگه دیر وقت شده ولی از ننوشتن کمی بهتره ...سخت به دنبال اینم که بتونم ذهنم رو آروم کنم و دنباله ی کتابهای نخونده و داستانهای ننوشته رو تموم کنم...خیال ها و رویاها و نوشته ها دنبالی این نسیم خنک اند...آرام دلنواز و دلنشین....چند صباحی ست که دیگر روی تو را چنین ندیده ام..چگونه پای در خیال رنگینت گذارم؟

دیدن این روزهایی که باورم رو رشد داد و سکوتم رو شکت و دلم رو آروم کرد توانم رو رشد داد و قوی تر شدم ...انگیزه هام رشد کردن و ترس هام فرو ریختن،هرچند تلنبار شدن ولی باز به آرامش داشتن شبهام می ارزه....زندگی چندان سخت نیست که خودم سخت گرفتم ولی گاهی رویای داشتن خواسته های رنگین منو وادار میکنه به داشتن لحظه هایی سخت...اما حالا پی بردم که توانم رو در استعدادم رشد بدم نه خستگی ها مفرط که راه به سختی هموار خواهد شد

برچسب: نویسنده: مهتاب کاشفی تاريخ: شنبه 10 مرداد 1405 ساعت: 13:25

صفحه بندی